۱۳۸۸ آبان ۹, شنبه

چرا با شعار جمهوری ایرانی مخالفم؟

وقتی در کشور های غربی از جمهوری اسلامی صحبت می شود، مردم بلافاصله به یاد زنان سیاه پوش و اعدام کودکان و سنگسار می افتند و شاید به همین دلیل است که شعار جمهوری ایرانی اینطور جذاب به نظر می رسد. شاید در نظر بسیاری از شعار دهندگان، معنای این شعار نفی حجاب اجباری و اعدام کودکان و سنگسار مردان و زنان باشد. بنابراین در نگاه اول مخالفت با این شعار چندان موجه به نظر نمیرسد. با این وجود من سه دلیل عمده برای مخالفت خود با این شعار دارم که در این پست به آن ها خواهم پرداخت:

1- یکی از ویژگی های جنبش سبز تکثر دیدگاههاست. همه ما شاهد بوده ایم که از زنان چادری تا دخترانی با پوشش -به زعم حاکمیت - غیر اسلامی در کنار هم برای پیروزی جنبش تلاش میکنند. از نظر فکری هم این تفاوت ها آشکار است و شرایطی پدید آمده که از سلطنت طلب گرفته تا مذهبیون عاشق امام، حول یک نقطه به توافق برسند. مسلما این تفاوت عمیق خواسته های متنوعی ایجاد میکند. برخی می خواهند موسوی رییس جمهور شود ولی اسلام و جمهوری اسلامی از گزند در امان بماند. عده ای به فکر تغییر قانون اساسی هستند، گروهی نیز سودای سکولاریسم را در سر می پرورانند و گروهی به کمتر از بر اندازی رضایت نمی دهند. حال تصور کنید اگر هر کس بخواهد خواسته های خود را در قالب شعارهای مختلف مطرح کند چه بر سر جنبش می آید. به عقیده نگارنده این تنها جنبش را مستهلک کرده و زمینه های خاموش شدن آن را فراهم میکند.

2- شعار جمهوری ایرانی یک شعار ساختار شکن و بر اندازانه است. وقتی شعار بر اندازانه باشد حاکمیت هم سخت ترین واکنش را نشان میدهد و تا آخرین لحظه تسلیم نخواهد شد. یک مثال میزنم. فرض کنید شخصی که کیف شما را در خیابان ربوده در کوچه بن بستی گرفتار می کنید. اگر او را تحت فشار قرار دهید ممکن است به خواسته شما تن بدهد و کیف را پس بدهد. اما اگر بگویید به محض خارج شدن از پناهگاه او را تحویل پلیس میدهید(و به پس گرفتن کیف قانع نشوید) شخص کیف ربا حس می کند چیزی برای از دست دادن ندارد و چه بسا به شما آسیب بزند. وضعیت حکومت هم همین است. حکومت شاید تحت فشار مردم تن به امتیاز دهد اما اگر امتیازی که از حکومت میخواهیم به قیمت نابودی آن تمام شود مطمئنا با تمام قوا در برابر آن مقاومت خواهد کرد و این بدان معناست که هزینه های غیر قابل بازگشتی به جنبش وارد می آید.

3- یک شعار خوب نباید مبهم و غیر قابل درک باشد در حالیکه شعار جمهوری ایرانی فاقد این ویژگی است. کسانی که این شعار را مطرح میکنند باید پاسخ دهند که در کشور ایران که تاریخ هزاران ساله اش با نام شاهان عجین شده است و تنها چیزی که در تاریخ خود ندیده جمهوریت و نقش مردم در اداره حکومت است واژه جمهوری ایرانی چه معنایی دارد؟ اگر به گذشته بازگردیم میبینیم که شعار جمهوری اسلامی هم در سال 57 همین ابهام را القا میکرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی این تفاوت دیدگاه عمیق تر شد. تعریفی که بازرگان و طالقانی از جمهوری اسلامی داشتند با تعریف آیت و بهشتی قابل مقایسه نیست و هرچه زمان گذشت حلقه خودی ها تنگ تر شد و عده بیشتری از انقلابیون به جرم ضد انقلاب بودن از دایره خودی ها طرد شدند که موسوی و کروبی آخرین نمونه ها هستند.

سبــــــز باشید...